عباس اقبال آشتيانى

22

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

نمىكرد ، بر خلاف او چنگيز تجار مسلمان را بممالك خود جلب مىنمود و بيش از همه چيز ميل داشت كه روابط بين او و خوارزمشاه براساس صلح و سلامت استوار بماند و كاروانان دو طرف دائما در رفت و آمد باشند . تجار مسلمان رعيت خوارزمشاه كه در ممالك اطراف مثل چين و روسيه معاملات بسيار مىكردند و غالبا با مردم اين ممالك حساب داشتند از بروز جنگ در اين نواحى همه‌وقت ضرر بسيار مىديدند و هر وقت كه صلح برقرار مىگرديد و راه تجارت باز مىشد بدون فوت فرصت باب معاملات را مفتوح مىنمودند . بعد از آنكه لشكريان مغول حدود متصرفات خود را تا دامنه‌هاى غربى جبال آلتائى و تيانشان و حوضهء درياچه‌هاى بالخاش و ايسىگول بسط دادند و خوارزمشاه نيز حدود ممالك خود را بدشت قرقيز رساند تجار مسلمان رعيت خوارزمشاه در صدد برآمدند كه از طرف معابر آلتائى با مغولستان و چين تجارت كنند و از راه كاشغر و ختن كه در تصرف كوچلك خان بود احتراز نمايند بخصوص كه چنگيز خان راههاى تجارتى را امن كرده و محافظينى ( قرقچى ) براى حمايت كاروانيان و مساعدت با ايشان در منازل كاروانى گماشته بود . سه نفر از تجار مسلمان « 1 » با مقدارى پارچه‌هاى زربفت قيمتى به خدمت چنگيز - خان رفتند ، چنگيز امتعهء ايشان را به قيمت خوب خريد و فوق‌العاده در اكرام ايشان كوشيد و جماعتى از تجار رعيت خود را با فرستادگانى همراه تجار مسلمان كرده بممالك خوارزمشاه فرستاد . « 2 » چنگيز خان براى سلطان محمد خوارزمشاه همراه اين جماعت هدايائى نيز فرستاد و ايشان در بهار سال 615 موقعى كه سلطان از عراق برگشته بود در ماوراءالنهر به خدمت او رسيدند و پيغامهاى چنگيز را در باب ميل او بحفظ روابط مسالمت بسلطان محمد رساندند و با اينكه خوارزمشاه از اينكه چنگيز او را پسر خود خوانده بود متغير شد باز بر اثر حسن تدبير يكى از نمايندگان چنگيز و خواباندن آتش خشم خوارزمشاه سلطان مزبور بقبول معاهده‌اى با چنگيز تن درداد و طرفين تعهد كردند كه دوستان يكديگر را دوست و دشمنان هم را دشمن مشترك خود بدانند و كسى كه از طرف چنگيز

--> ( 1 ) - احمد خجندى و عبد اللّه بن امير حسين ( يا امير حسن ) جندى و احمد بالجيج . ( 2 ) - به رياست محمود خوارزمى و على خواجه بخارائى و يوسف اترارى .